ترجمه "bertenaga" به فارسی
قوی ترجمه "bertenaga" به فارسی است.
bertenaga
-
قوی
adjectiveKalau ada yang berkata musik country tidak bertenaga,
خوب، اگه کسی میگوید که موسیقی کانتری (محلی آمریکایی) قوی نیست،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bertenaga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bertenaga" با ترجمه به فارسی
-
نیروگاه سوخت فسیلی
-
انرژی · تار وپود · حال · ذوق · رگ وپی · زنده دلی · قدرت · نیرو · نیروی عضلانی · وتر · پرواری · پی · گوشت
-
نیروگاه حرارتی
-
کارمزدی
-
نیروگاه بادی دریایی
-
نیروگاه هستهای
-
انرژی هستهای
-
کارمزدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن