ترجمه "berumur" به فارسی
سالخورده, مسن, پیرشدن بهترین ترجمه های "berumur" به فارسی هستند.
berumur
-
سالخورده
adjectiveHal itu pasti mendatangkan banyak sukacita bagi nabi yang sudah berumur ini.
این وقایع به طور حتم دل نبی سالخورده را مسرور ساختند.
-
مسن
adjectiveSaudari-saudari yang sudah berumur dan lebih berpengalaman terutama bisa memberikan banyak nasihat bagus kepada yang lebih muda.
به خصوص، خواهران مسن و باتجربه میتوانند به خواهران جوان نصایح خوبی دهند.
-
پیرشدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berumur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berumur" با ترجمه به فارسی
-
عمر فروشگاهی محصول
-
زمان پیش · سن · پیری
-
پیرشدن
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
نابالغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن