ترجمه "bicara" به فارسی

صحبت کردن, سخن گفتن, حرف زدن بهترین ترجمه های "bicara" به فارسی هستند.

bicara Verb دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صحبت کردن

    verb

    Berbicara dengan wajar bukan berarti berbicara dengan terlalu santai.

    طبیعی صحبت کردن به معنی بیقید و خودمانی صحبت کردن نیست.

  • سخن گفتن

    verb

    Untuk berbicara, ia harus mengatur napas dan hal ini pasti sangat sulit serta menyakitkan.

    سخن گفتن نیز که مستلزم دم و بازدم است در آن موقعیت برایش دشوار و دردآور بود.

  • حرف زدن

    verb

    Mungkin aku bisa berpikir jika kau berhenti berbicara.

    بلكه ميتونم فكر كنم, اگه دست از حرف زدن برداري.

  • ترجمه های کمتر

    • سخنرانی
    • صحبت
    • گفت و گو
    • گفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bicara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bicara" با ترجمه به فارسی

  • احتیاطی
  • اعطا کردن · بحث کردن · حرف زدن · درد دل کردن · سخن گفتن · صحبت کردن · صریحا گفتن · فاش کردن · فرستادن · فضولی کردن · فهماندن · مخاطب ساختن · مراجعه کردن · مرتبط بودن با · مشورت کردن · مژده دادن · گستاخی کردن · گفتن
  • بحث کردن · حکم کردن · مذاکره کردن · مقرر داشتن
  • برنامه جادویی تنظیم بلندگو
  • ادا کننده · سخنران · مدرس · ناطق
  • روسی بلد نیستم
  • سخنگو
  • انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگلیسی بلد نیستم
اضافه کردن

ترجمه های "bicara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه