ترجمه "bimbingan" به فارسی

دستیاری, رسیدگی, مواظبت بهترین ترجمه های "bimbingan" به فارسی هستند.

bimbingan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستیاری

    noun
  • رسیدگی

    noun

    Apa yang hendaknya membimbing para penatua dalam menangani masalah pengadilan?

    پیران هنگام رسیدگی به امور قضایی باید چگونه عمل کنند؟

  • مواظبت

    noun
  • پایمردی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bimbingan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bimbingan" با ترجمه به فارسی

  • استاد راهنما
  • آراستن · تادیب کردن · تربیت کردن · تیمار کردن · حاضر کردن · راندن · متمدن شدن · متمدن کردن · معلمی کردن · منتهی شدن به · مهیا کردن · پختن
اضافه کردن

ترجمه های "bimbingan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه