ترجمه "bisa" به فارسی
زهر, توانستن, tavânestan بهترین ترجمه های "bisa" به فارسی هستند.
bisa
verb
-
زهر
nounDia punya keyakinan kalau ayahnya sendiri tidak akan mengkhianatinya dan membuat hidupnya tidak bisa dijalani.
به اين باور داشت که محاله پدرش بهش خيانت کنه و زندگي رو به کامش زهر کنه.
-
توانستن
verb -
tavânestan
verb
-
ترجمه های کمتر
- امکان داشتن
- تَوانِستَن
- حلب کردن
- زندان کردن
- سم
- سمی
- شرنگ
- قادر بودن
- قدرت داشتن
- مسموم
- کینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bisa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bisa
-
زهر
nounDia punya keyakinan kalau ayahnya sendiri tidak akan mengkhianatinya dan membuat hidupnya tidak bisa dijalani.
به اين باور داشت که محاله پدرش بهش خيانت کنه و زندگي رو به کامش زهر کنه.
عباراتی شبیه به "bisa" با ترجمه به فارسی
-
شاید · شایَد
-
شاید · شایَد
-
روسی بلد نیستم
-
مارهای زهرآگین
-
انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگلیسی بلد نیستم
-
مسموم · مسموم کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن