ترجمه "bocoran" به فارسی
تراوش, نشت, چکه بهترین ترجمه های "bocoran" به فارسی هستند.
bocoran
-
تراوش
nounkebocoran pabrik kimia lokal bermunculan beberapa tahun lalu.
. يه گياه محلي سال ها قبل سم تراوش کرد
-
نشت
nounKamu ingat kebocoran gas di kota selama musim panas?
نشت گازي که تابستون توي شهر داشتيم رو يادت مياد ؟
-
چکه
nounSam, apa kau mau mencoba memberitahuku sekarang bahwa bawangmu adalah penyembuh bagi atap yang bocor?
سام, حالا میخوای بهم بگی که پیازهات علاج سقف چکه داره ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bocoran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bocoran" با ترجمه به فارسی
-
کمبود حافظه
-
بروز دادن · فاش کردن · فضولی کردن · پهن کردن · گستاخی کردن
-
نشت حافظه
-
ذوبشدن سوخت هستهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن