ترجمه "bodoh" به فارسی

ابله, احمق, کودن بهترین ترجمه های "bodoh" به فارسی هستند.

bodoh
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابله

    adjective noun

    Malhotra, tak ada yang lebih bodoh darimu di dunia ini!

    مالهوترا ، آخه آدم ابلهي مثل تو هم مگه تو دنيا وجو داره!

  • احمق

    adjective noun

    Jangan menganggapku bodoh, karena itu sudah cukup menghinaku.

    حتي فکر کردن به احمق بودن من ، يه توهين حساب ميشه.

  • کودن

    adjective

    masuk kesana akan langsung mati, kau orang bodoh yang menawan.

    .همین که بری تو ، می میری.ای کودن کوچک زیبا

  • ترجمه های کمتر

    • ابلهانه
    • بلید
    • بچه ناقص الخلقه
    • بی شعور
    • بی هوش
    • بی کله
    • ترسو
    • جاهل
    • خاک
    • خنگ
    • دیر کار
    • دیرفهم
    • دیوانه
    • زود باور
    • ساده لوح
    • غده جنسی
    • فاخته
    • فریب خورده
    • لاک پشت دریایی
    • لخته
    • لوده
    • مرغ نوروزی
    • نابخرد
    • نادان
    • کند ذهن
    • کنده
    • گول
    • گیج شده
    • یک جور بازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bodoh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bodoh" با ترجمه به فارسی

  • بی ترتیبی · بی خبری · جهالت · جهل · حرف توخالی · حماقت · حماقت محض · خبط دماغ · سبک مغزی · سفاهت · غلط دستوری · لغزش · نادانی · ناشناسی · نفهمی · پوچی
  • باور نداشتن · دست کم گرفتن · سبب فراموشی شدن
  • نادانی
  • ابله · احمق · خنگ
اضافه کردن

ترجمه های "bodoh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه