ترجمه "kebodohan" به فارسی
بی ترتیبی, بی خبری, جهالت بهترین ترجمه های "kebodohan" به فارسی هستند.
kebodohan
-
بی ترتیبی
noun -
بی خبری
noun -
جهالت
nounSebab inilah kehendak Allah, yaitu supaya dengan berbuat baik kamu membungkemkan kepicikan orang-orang yang bodoh.
زیرا که همین است ارادهٔ خدا که بنیکوکارئ خود جهالت مردمان بیفهمرا ساکت نمائید.
-
ترجمه های کمتر
- جهل
- حرف توخالی
- حماقت
- حماقت محض
- خبط دماغ
- سبک مغزی
- سفاهت
- غلط دستوری
- لغزش
- نادانی
- ناشناسی
- نفهمی
- پوچی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kebodohan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kebodohan
-
نادانی
Dalam hal apa lima perawan dalam perumpamaan itu terbukti bodoh?
از چه لحاظ پنج نفر از باکرهها نادانی خود را به اثبات رساندند؟
عباراتی شبیه به "kebodohan" با ترجمه به فارسی
-
باور نداشتن · دست کم گرفتن · سبب فراموشی شدن
-
ابله · ابلهانه · احمق · بلید · بچه ناقص الخلقه · بی شعور · بی هوش · بی کله · ترسو · جاهل · خاک · خنگ · دیر کار · دیرفهم · دیوانه · زود باور · ساده لوح · غده جنسی · فاخته · فریب خورده · لاک پشت دریایی · لخته · لوده · مرغ نوروزی · نابخرد · نادان · کند ذهن · کنده · کودن · گول · گیج شده · یک جور بازی
-
ابله · احمق · خنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن