ترجمه "bohong" به فارسی

دروغ, افسانه, حرف دو پهلو بهترین ترجمه های "bohong" به فارسی هستند.

bohong
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروغ

    adjective noun

    Aku mengatakan pada diriku sendiri kalau dia membohongiku lebih dulu.

    به خودم گفتم که اون اولش بهم دروغ گفته.

  • افسانه

    noun

    Sebenarnya para pembohong melihat mata Anda sedikit terlalu banyak

    بسیار خوب حدس بزنید، که اونا کمی بیشتر از حد به چشمهای شما نگاه کنند فقط به خاطر جبران این افسانه.

  • حرف دو پهلو

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حکایت
    • داستان
    • شرح
    • فریفتن
    • قصه
    • وضع
    • کذب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bohong " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bohong" با ترجمه به فارسی

  • تسامح کردن
  • پلیگراف
  • دروغ
  • دروغ
  • بلعیدن · توپ زدن · حاشیه گذاشتن · حریصانه خوردن · دست انداختن · متصل شدن · مجاور بودن · مماس بودن · نزدیک بودن · پیوستن · پیوسته بودن · گول زدن
  • دروغگو · فریب · کذاب
  • نقض عهد · گواهی دروغ
  • پلیگراف
اضافه کردن

ترجمه های "bohong" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه