ترجمه "bukan" به فارسی
نه, na, حرف منفی بهترین ترجمه های "bukan" به فارسی هستند.
bukan
adverb
-
نه
adverbGadis itu terkenal bukan karena kecantikannya, tapi karena kebaikannya.
او محبوب است، نه بهخاطر زیبائیاش، بلکه بهخاطر مهربانیاش.
-
na
adverb -
حرف منفی
adverb -
نَه
Ia belajar bukan saja untuk mengenal Allah melainkan juga untuk menyenangkan Allah.
او مطالعه میکرد تا نَه تنها خدا را بشناسد بلکه او را خشنود نیز بکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bukan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bukan" با ترجمه به فارسی
-
تندی · حرف توخالی · حماقت محض · خارج از منطق · درنده خویی · شدت · عبث · مزخرف · نامعقول · ناپسند · نفهمی · وحشی گری · پوچ · پوچی · گیج
-
اعطا کردن · درد دل کردن · مذاکره کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · نگاه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن