ترجمه "bukan" به فارسی

نه, na, حرف منفی بهترین ترجمه های "bukan" به فارسی هستند.

bukan adverb
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نه

    adverb

    Gadis itu terkenal bukan karena kecantikannya, tapi karena kebaikannya.

    او محبوب است، نه بهخاطر زیبائیاش، بلکه بهخاطر مهربانیاش.

  • na

    adverb
  • حرف منفی

    adverb
  • نَه

    Ia belajar bukan saja untuk mengenal Allah melainkan juga untuk menyenangkan Allah.

    او مطالعه میکرد تا نَه تنها خدا را بشناسد بلکه او را خشنود نیز بکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bukan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bukan" با ترجمه به فارسی

  • تندی · حرف توخالی · حماقت محض · خارج از منطق · درنده خویی · شدت · عبث · مزخرف · نامعقول · ناپسند · نفهمی · وحشی گری · پوچ · پوچی · گیج
  • اعطا کردن · درد دل کردن · مذاکره کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · نگاه کردن
اضافه کردن

ترجمه های "bukan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه