ترجمه "bukti" به فارسی

اعتبار, تایید, تحقق بهترین ترجمه های "bukti" به فارسی هستند.

bukti
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتبار

    noun

    Untuk membuktikan kebenarannya inilah foto saya pada saat itu.

    در اینجا ، تنها برای اعتبار تاریخی ، عکسی از من در آن سال است.

  • تایید

    noun

    Sepuluh tahun kemudian, rekam jejaknya merupakan satu titik bukti bahwa

    بعد از گذشت ده سال، موفقیت اون تایید دیگری است

  • تحقق

    noun

    Yesus menggenapi semua itu, sebagaimana dibuktikan bahkan oleh kesaksian para penentang.

    همهٔ اینها در مورد عیسی به تحقق پیوست، بنحوی که حتی مخالفانش بدان اذعان دارند.

  • ترجمه های کمتر

    • تنفیذ
    • شهادت
    • صحت
    • گواه
    • گواهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bukti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bukti" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bukti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه