ترجمه "bumbu" به فارسی
ادویه, جز ترکیبی, نمک وفلفل بهترین ترجمه های "bumbu" به فارسی هستند.
bumbu
-
ادویه
nounKualitas saus tomatnya jauh lebih baik, campuran bumbunya jauh lebih unggul,
کیفیت رب گوجه فرنگی خیلی بهتر است؛ مخلوط ادویه به مراتب بهتر است؛
-
جز ترکیبی
noun -
نمک وفلفل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bumbu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bumbu" با ترجمه به فارسی
-
تسکین دادن · درست ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن