ترجمه "bumbung" به فارسی
بام ترجمه "bumbung" به فارسی است.
bumbung
-
بام
nounAku fikir puntianak yang menyerang dia, menggigit lehernya, dan mencampaknya ke bumbung.
به گمونم یه خون آشام تعقیبش کرده ، و گلوش رو بریده ، و از پشت بام پرتش کرده پایین.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bumbung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن