ترجمه "bung" به فارسی
بابا, رفیق, پدر بهترین ترجمه های "bung" به فارسی هستند.
bung
noun
-
بابا
nounBung, dia baru saja memberitahuku kalau dia dipihak kita.
بابا همين الان داشت بهم ميگفت که اون با ماست
-
رفیق
nounKau tahu, bung, kita tidak bertahan untuk omong kosong.
میدونی ، رفیق ، ما به هیچ چیز اعتقاد نداریم.
-
پدر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن