ترجمه "bunga" به فارسی
گل, gl, به به بهترین ترجمه های "bunga" به فارسی هستند.
bunga
noun
دستور زبان
-
گل
nounDan dia tidak menanam bunga mawar karena mawar memerlukan terlalu banyak air.
البته او گل رز پرورش نمی دهد چون آنها به آب زیادی را احتیاج دارند.
-
gl
noun -
به به
noun
-
ترجمه های کمتر
- حرام خواری
- دخترک
- رباخواری
- سر
- شکوفه
- شکوفه دادن
- شکوفه کردن
- عجب
- میوه
- چاک
- چرک
- کس
- کلم
- گل دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bunga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bunga
-
گل
nounانواع گل
Bunga liar punya arti khusus bagi kita berdua.
گل وحشي براي هر دو تاي ما معني خاصي داره
تصاویر با "bunga"
عباراتی شبیه به "bunga" با ترجمه به فارسی
-
کاسبرگ
-
نیلوفر آبی
-
گلبرگ
-
گل بدبو
-
روغن آفتابگردان
-
گلآذین
-
بهره
-
گوهر درخشان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن