ترجمه "buntut" به فارسی
دم, اساس, دنب بهترین ترجمه های "buntut" به فارسی هستند.
buntut
noun
-
دم
nounUntuk itu, kau dapatkan kepala, buntut, dan seluruhnya.
با اين مبلغ من واسه شما سر ، دم و کل هيکل اون کوسه لعنتي رو ميارم
-
اساس
noun -
دنب
noun
-
ترجمه های کمتر
- دُم
- ذنب
- قسمت نهایی
- پشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buntut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "buntut"
عباراتی شبیه به "buntut" با ترجمه به فارسی
-
اجابت کردن · افتادن · دنبال کردن · عقب افتادن از · موافقت کردن
-
اجابت کردن · موافقت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن