ترجمه "burung" به فارسی

کیر, پرنده, آلت بهترین ترجمه های "burung" به فارسی هستند.

burung noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیر

    noun
  • پرنده

    noun

    ردهای از طنابداران

    Aku yakin bahwa burung dan babi ditakdirkan untuk berteman.

    من باور دارم که پرنده ها و خوکها میتونن دوست باشن.

  • آلت

    noun

    Karena dia tdk punya " Burung ".

    چون آلت مردانه نداره.

  • ترجمه های کمتر

    • آلت تناسلی مرد
    • مرغ
    • پَرَندِه
    • parande
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " burung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "burung"

عباراتی شبیه به "burung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "burung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه