ترجمه "buruk" به فارسی

bad, بد, احتیاج به تعمیر بهترین ترجمه های "buruk" به فارسی هستند.

buruk adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • bad

    noun
  • بد

    adjective

    Dan tak ada hal buruk saat kau melakukan hal yg benar.

    و زمانيکه کارِ درست رو انجام ميدي هيچ اتفاقِ بدي نميوفته.

  • احتیاج به تعمیر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بی اعتدال
    • بیرحم
    • ترسناک
    • مخوف
    • موحش
    • نیازمند تعمیر
    • هولناک
    • وحشتناک
    • پست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buruk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "buruk" با ترجمه به فارسی

  • بدتر · وخيم تر
  • کابوس
  • بد نام کردن · بدنام کردن
  • اسیب · اشکال · انگشت نمایی · بدنامی · بی فایدگی · خسارت · زیان · صدمه · ضرر · قصور · مانع
  • از شکل انداختن · بدتر کردن · خراب کردن · زیان رساندن
  • بدبختی · سختی · فلاکت · مشقت
  • بدتر کردن · بدکار کردن · خراب کردن · واگذاردن
اضافه کردن

ترجمه های "buruk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه