ترجمه "cambah" به فارسی

جوانه, سبز شدن, شاخه بهترین ترجمه های "cambah" به فارسی هستند.

cambah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوانه

    noun

    Ketika kecambahnya tumbuh, aku bisa mengklaim sebagai keajaiban dari Tuhan.

    چون وقتي جوانه زدن ميتونم ادعا كنم كه اين معجزه ي الهي بوده

  • سبز شدن

    verb
  • شاخه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cambah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cambah" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cambah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه