ترجمه "cantik" به فارسی
زیبا, قشنگ, خوشگل بهترین ترجمه های "cantik" به فارسی هستند.
cantik
adjective
-
زیبا
adjective nounKemudian Abigail yang cantik mencegah dia melakukan perbuatan yang bodoh.
بعد، اَبیجایَل زیبا او را از انجام کاری احمقانه باز داشت.
-
قشنگ
adjectiveAku sudah bilang, jangan bawa aku ke tempat yang tidak memiliki kolam cantik.
بهشون گفتم ، منو جایی که یه استخر قشنگ نداره نبرند
-
خوشگل
adjectiveCobalah untuk merayu sedikit cantik gadis dalam kelompok.
سعي کن تا آخرين دختر خوشگل توي گروه رو جذب کني.
-
ترجمه های کمتر
- با شخصیت
- جذاب
- جمال
- حسن
- خوب
- خوش سیما
- خوش منظره
- دلفریب
- دلپذیر
- شایان تصویر
- عالی
- قشنگہ
- مورد نظر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cantik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cantik" با ترجمه به فارسی
-
افسون · التماس · خوش منظری · زنان زیبا · شیکی · طلسم · قشنگی · مطبوعیت
-
آراستن · آرایش کردن · تقویت دادن · تقویت یافتن · زینت بخشیدن · قوی کردن · لذت بخشیدن
-
مسابقه ملکه زیبایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن