ترجمه "cap" به فارسی
تقبیح کردن, خاتم, داغ بهترین ترجمه های "cap" به فارسی هستند.
cap
noun
-
تقبیح کردن
verb -
خاتم
noun -
داغ
nounAku cukup akrab dengan kisah Illuminati dan legenda pen-cap-an itu.
من با فرهنگ اشراقيون و نشانه هاي داغ ها آشنا هستم
-
ترجمه های کمتر
- داغ ننگ
- ساخت
- نشانه
- نشانگر
- نظیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cap" با ترجمه به فارسی
-
مهر زمان
-
انگ · تصدیق
-
نقش پستی ایمیل Outlook
-
نقش زنی ضد اسپم
-
نقش زنی ضد ویروس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن