ترجمه "contoh" به فارسی

مثال, نمونه, تصویر بهترین ترجمه های "contoh" به فارسی هستند.

contoh noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مثال

    noun

    Sebagai contoh, Yesus menyembuhkan semua orang yang datang meminta tolong kepadanya.

    برای مثال، عیسی همهٔ آنانی را که برای درمان به نزد او میآمدند شفا میداد.

  • نمونه

    noun

    Jadi kami mengambil banyak contoh dari jalan ini dan mengujinya di laboratorium.

    ما نمونه های بسیاری از این جاده گرفتیم و آن ها را در آزمایشگاه مورد بررسی قرار دادیم.

  • تصویر

    noun

    Ini contoh dari kelompok yang cukup terkenal, kelompok Coma.

    و این تصویر یک خوشه خیلی معروف به نام خوشه کوما است.

  • ترجمه های کمتر

    • شاهد
    • شخصی
    • شخصیت ها
    • لحظه
    • مثل
    • مورد
    • نمونه گرفتن
    • هم چشمی
    • وهله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contoh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "contoh" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "contoh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه