ترجمه "mencontoh" به فارسی

اجابت کردن, تکرار کردن, موافقت کردن بهترین ترجمه های "mencontoh" به فارسی هستند.

mencontoh
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجابت کردن

    verb
  • تکرار کردن

    verb

    (Matius 6:9-13) Mungkin murid yang satu ini tidak hadir pada waktu itu, maka Yesus dengan baik hati mengulangi pokok-pokok esensial dari contoh doa tersebut.

    ( متّیٰ ۶:۹-۱۳) احتمالاً شاگرد مذکور در آنجا حضور نداشت. از این رو، عیسی لطف کرد و نکات مهم دعای نمونه را تکرار کرد.

  • موافقت کردن

    verb
  • نشان دادن

    verb

    Akan tetapi, dua contoh Alkitab akan bermanfaat untuk memperlihatkan bahaya-bahaya dari bersikap ekstrem dalam hal suka mengekang ataupun bersikap serba boleh.

    دو تن از شخصیتهای کتاب مقدس برای نشان دادن خطر سختگیری و سهلانگاری مفید هستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mencontoh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mencontoh" با ترجمه به فارسی

  • تقلید کردن
  • براى مثال
  • تصویر · شاهد · شخصی · شخصیت ها · لحظه · مثال · مثل · مورد · نمونه · نمونه گرفتن · هم چشمی · وهله
اضافه کردن

ترجمه های "mencontoh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه