ترجمه "cucu" به فارسی
نوه, نبتسه, نبسه بهترین ترجمه های "cucu" به فارسی هستند.
cucu
noun
-
نوه
nounNenek suka memberikan sesuatu kepada para cucu mereka.
مادر بزرگ ها دوست دارن اين چيزها رو به نوه هاشون هديه بدن.
-
نبتسه
noun -
نبسه
noun
-
ترجمه های کمتر
- پسر دختر
- پسر پسر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cucu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cucu"
عباراتی شبیه به "cucu" با ترجمه به فارسی
-
نوه
-
اخلاف · اولاد · زادگان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن