ترجمه "cukur" به فارسی
اصلاح, تراش, ریش تراشی بهترین ترجمه های "cukur" به فارسی هستند.
cukur
-
اصلاح
nounUntuk bercukur dan membersihkan badan, saya pergi ke kamar kecil di tempat isi bensin.
در سرویسهای بهداشتی پمپ بنزینها اصلاح میکردم و خود را مرتب و تمیز میکردم.
-
تراش
nounAhaz mengupah raja Asiria untuk ”mencukur” Siria dan Israel.
آحاز پادشاه آشور را اجیر میکند تا موی سوریه و اسرائیل را ‹بتراشد.›
-
ریش تراشی
noun -
صورت تراشی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cukur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cukur" با ترجمه به فارسی
-
تیغ صورت تراشی
-
اصلاح · تراش · ریش تراشی · صورت تراشی
-
استره · تیغ صورت تراشی · ریشتراش
-
ریشتراش
-
مغلوب ساختن · گوش بریدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن