ترجمه "cukup" به فارسی
بس, بسنده, به اندازه بهترین ترجمه های "cukup" به فارسی هستند.
cukup
-
بس
adjectiveApakah kita belom cukup melihat banyak orang yang kita cintai mati?
ديگه بس نيست انقدر کساييکه دوست داشتيمو از دست داديم ؟
-
بسنده
adjectiveAndai satu saja sudah cukup, tidak mungkin ada lagi yang lain.
چنانچه یک گل بسنده میبود، گلهای دیگری وجود نمیداشت.
-
به اندازه
adjectiveRuangan ini cukup luas.
این اتاق به اندازه کافی بزرگ است.
-
ترجمه های کمتر
- به اندازه کافی
- بیش ازاندازه
- خیلی
- زیاد
- سرشار
- صرفا
- فراخ
- فراوان
- قابل ملاحظه
- مساوی
- نسبتا
- وافر
- پربار
- کافی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cukup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cukup" با ترجمه به فارسی
-
بس · به اندازه · به اندازه کافی · کافی · کفایت
-
افزودن · بس · بس بودن · بسنده · بسنده بودن · به اندازه · به اندازه کافی · صورت گرفتن · نسبتا · پیوست کردن · کافی بودن · کفایت کردن
-
نسبت نقدینگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن