ترجمه "daerah" به فارسی

ولایت, استان, بخش بهترین ترجمه های "daerah" به فارسی هستند.

daerah noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ولایت

    noun
  • استان

    noun

    Tentu saja, tidak semua penyiar di daerah itu bisa pergi jauh untuk mengabar.

    البته برخی از مبشّران این سه شهر در استان زاکارپاتیا قادر نیستند مسافتهای طولانی را بپیمایند.

  • بخش

    noun

    Asiria membinasakan kerajaan Israel di utara dan menghancurkan banyak daerah di Yehuda.

    آشور پادشاهی شمالی اسرائیل را نابود میسازد و بخش اعظم یهودا را ویران میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • بسته
    • بلوک
    • تملک زمین
    • حد
    • حوزه قضایی
    • زمین
    • سرزمین
    • شهرستان
    • قلمرو
    • قلمرو سلطان
    • قلمرو قدرت
    • محل خاص
    • مرغزار
    • موضع
    • مکان
    • ناحیه
    • همسایگی
    • ولسوالی
    • چمن
    • کشور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daerah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "daerah" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "daerah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه