ترجمه "dadu" به فارسی
تاس, سر سکه, سرپیچ بهترین ترجمه های "dadu" به فارسی هستند.
dadu
-
تاس
nounLalu kami memiliki permainan ular tangga, di mana anda melempar dadu.
و سپس ما یک بازی مار و پله داشتیم، که شما تاس می اندازید.
-
سر سکه
noun -
سرپیچ
noun
-
ترجمه های کمتر
- طاس
- مهره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dadu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dadu
-
تاس
adjective nounAku bertanya dan Arwah itu akan Menjawabnya melalui Dadu ini.
من سوال ميپرسم و روح از طريق تاس جواب ميده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن