ترجمه "dilarang" به فارسی
ممنوعه, ممنوع بهترین ترجمه های "dilarang" به فارسی هستند.
dilarang
-
ممنوعه
adjectiveSetanlah yang menggoda Hawa untuk melakukan dosa dan memakan buah yang terlarang.
شیطان بود که حوا را فریفت تا گناه ورزیده و از میوهٔ ممنوعه بخورد.
-
ممنوع
adjectiveMengingat bahwa mereka dapat dibenarkan dalam hal mencurigai kegiatan di gimnasium Yunani, para rabi melarang semua kegiatan atletik.
از آنجایی که خاخامها نسبت به سالنهای ورزشی یونانی کاملاً بدگمان بودند، همهٔ تمرینهای ورزشی را ممنوع کردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dilarang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dilarang" با ترجمه به فارسی
-
بازداشتن · بازداشتن از · رد کردن · سلب کردن · قائل نشدن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منع کردن · وتو کردن
-
منطقه پروازممنوع
-
سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است · سیگار کشیدن ممنوع اشت
-
منع
-
بازداشتن · بازداشتن از · رد کردن · سلب کردن · غیر مجاز کردن · قائل نشدن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منع کردن · وتو کردن
-
تابو · تحریم · تخطئه · ترک · جلوگیری · حکم اداری · قدغن · ممنوعیت · منع
-
بازداشتن · بازداشتن از · رد کردن · سلب کردن · غیر مجاز کردن · قائل نشدن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منع کردن · وتو کردن
-
تابو · تحریم · تخطئه · ترک · جلوگیری · حکم اداری · قدغن · ممنوعیت · منع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن