ترجمه "larangan" به فارسی
تابو, تحریم, تخطئه بهترین ترجمه های "larangan" به فارسی هستند.
larangan
-
تابو
noun -
تحریم
nounBeberapa orang ingin melarang Muslim masuk dan menutup masjid.
خب بعضی از مردم میخواند مسلمانان را تحریم کنند و مساجد را ببندند.
-
تخطئه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ترک
- جلوگیری
- حکم اداری
- قدغن
- ممنوعیت
- منع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " larangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "larangan" با ترجمه به فارسی
-
بازداشتن · بازداشتن از · رد کردن · سلب کردن · قائل نشدن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منع کردن · وتو کردن
-
منطقه پروازممنوع
-
ممنوع · ممنوعه
-
سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است · سیگار کشیدن ممنوع اشت
-
منع
-
بازداشتن · بازداشتن از · رد کردن · سلب کردن · غیر مجاز کردن · قائل نشدن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منع کردن · وتو کردن
-
بازداشتن · بازداشتن از · رد کردن · سلب کردن · غیر مجاز کردن · قائل نشدن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منع کردن · وتو کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن