ترجمه "Lari" به فارسی

دو, دویدن, تند راه رفتن بهترین ترجمه های "Lari" به فارسی هستند.

Lari
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دو

    numeral verb noun

    Menghadapi ujian iman dapat disamakan dengan berlari bersama ”para pejalan kaki”.

    این آزمایشهای ایمان را میتوان به ‹پیادگانی› تشبیه کرد که با آنها مسابقهٔ دو میدهیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lari " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lari
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دویدن

    verb

    Untuk berlari dengan tujuan yang pasti, kita tidak boleh ”minum anggur dengan berlebihan”.

    برای دویدن در مسابقهٔ زندگی میباید از «میگساری» پرهیز کنیم.

  • تند راه رفتن

    verb

    Dan untuk membuatnya lebih sulit untuk melarikan diri.

    و يه جوري كه تند راه رفتن هم سخت ميشه

  • دررفتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • دو
    • زود رفتن
    • سراسیمگی
    • سرعت داشتن
    • طوفان ناگهانی
    • گریختن
    • گم شدن

عباراتی شبیه به "Lari" با ترجمه به فارسی

  • دزدیدن · ربودن · قاپیدن · گرفتن
  • دو سرعت
  • دررفتن · گریختن
  • فرار مغزها
  • استهزا · انزوای سیاسی · تبعیدی · زودگذر · فرار از واقعیات · فراری
  • دویدن · زود رفتن · عجله کردن · گم شدن
  • دررفتن · گریختن
اضافه کردن

ترجمه های "Lari" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه