ترجمه "laring" به فارسی
حنجره, خرخره, حنجره بهترین ترجمه های "laring" به فارسی هستند.
laring
-
حنجره
nounAku akan memburumu... dan meledakkan laring mu sampai tengkorak-mu!
اون حنجره لعنتیت رو از جمجمه ت میکشم بیرون
-
خرخره
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Laring
-
حنجره
Aku akan memburumu... dan meledakkan laring mu sampai tengkorak-mu!
اون حنجره لعنتیت رو از جمجمه ت میکشم بیرون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن