ترجمه "dinding" به فارسی
دیوار, ديوار بهترین ترجمه های "dinding" به فارسی هستند.
dinding
-
دیوار
nounstruktur vertikal, umumnya padat yang mendefinisikan dan kadang-kadang melindungi sebuah wilayah
Seperti katamu, Hercules, tidak mungkin mengalahkan dinding perisai!
همونطور که خودت گفتی ، هرکول ، هیچ راهی نیست که بشه دیوار دفاعی رو شکست داد!
-
ديوار
nounPortman, saya melihat lantai dan dinding dari kamera di senjatamu.
پورت من ، من از دوربين اسلحه ات دارم در و ديوار رو ميبينم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dinding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dinding"
عباراتی شبیه به "dinding" با ترجمه به فارسی
-
کاغذ دیواری
-
دیوار چهارم
-
خجالت دادن · شرمسار شدن · قالب زدن · قرار گرفتن · مسدود کردن · ممانعت کردن · گنجانیدن
-
تصویر زمینه · کاغذ دیواری
-
دیواره یاخته
-
تاق نما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن