ترجمه "dubur" به فارسی

مقعد, کون, بن بهترین ترجمه های "dubur" به فارسی هستند.

dubur
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقعد

    noun
  • کون

    noun
  • بن

    noun
  • راست روده

    noun

    “Mama, Mama, aku ingin camilan yang akan membantu mencegah kanker usus besar dan dubur.”

    "مامان ,مامان, من اسنکی می خوام که از سرطان راست روده بزرگ پیش گیری کنه."

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dubur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dubur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه