ترجمه "duduk" به فارسی
شستن, neshastan, نشستن بهترین ترجمه های "duduk" به فارسی هستند.
duduk
Verb
verb
دستور زبان
-
شستن
verb -
neshastan
verb -
نشستن
verbDengan demikian, duduk telah menjadi racun seperti rokok untuk generasi kita.
این روزها، برای نسل ما نشستن تبدیل به سیگار کشیدن شده.
-
ترجمه های کمتر
- نِشَستَن
- اقامت داشتن
- ایستادن
- ایستادگی کردن
- تحمل کردن
- در انتظار ماندن
- درنگ کردن
- ساکن شدن
- ماندن
- مسکون کردن
- منتظر شدن
- منزل کردن
- وفا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " duduk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "duduk" با ترجمه به فارسی
-
سرشماری · ممیزی مالیاتی
-
ساکن اولیه · قدیم · گیاه بومی
-
نشیمن · پذیرائی
-
دولا شدن · سرپا ایستادن · چمباتمه زدن
-
جمعیت
-
اجازه نامه · بجای · تثبیت موقعیت · تعیین جا · تعیین محل · جا · حال · حالت · خوابگاه کشتی · در عوض · دروغ · شان · قامت · قد · قدر وقیمت · محل · محل نصب · مزرعه · مسکن · وضع · وضعیت · پروانه · یادداشت مختصر
-
جمعیت جهان
-
اقامت داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن