ترجمه "dukungan" به فارسی

پشتی, پشتیبان, پشتیبانی بهترین ترجمه های "dukungan" به فارسی هستند.

dukungan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشتی

    noun
  • پشتیبان

    noun

    Saya kurang mampu menyesuaikan diri dan tak punya komunitas yang mendukung.

    من به قدر کافی مهارت های مقابله ای و یک جامعه ی پشتیبان در اطرافم نداشتم.

  • پشتیبانی

    noun

    Kita juga ingin suara kita didengar dalam mendukung sukacita dan kepuasan yang didatangkan oleh keluarga yang alami.

    ما همچنین می خواهیم صدایمان برای پشتیبانی از شادی و تکامل که خانواده های سنّتی میاورند شنیده شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dukungan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dukungan" با ترجمه به فارسی

  • اثبات کردن · تقویت کردن · حمایت · شامل بودن · عروسی کردن · عقیده داشتن به · قرین شدن · پشتیبانی
  • سیستم پشتیبانی تصمیم
  • استدلال کننده · بازیگر عمده · حمال · طرفدار · وکیل مدافع · پشتی · پشتیبان · پیش کسوت
اضافه کردن

ترجمه های "dukungan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه