ترجمه "pendukung" به فارسی

استدلال کننده, بازیگر عمده, حمال بهترین ترجمه های "pendukung" به فارسی هستند.

pendukung noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • استدلال کننده

    noun
  • بازیگر عمده

    noun
  • حمال

    noun

    Kalian terlalu dekat pada balok besi pendukung.

    شما دارین خیلی به " کلاف های حمال " نزدیک میشین

  • ترجمه های کمتر

    • طرفدار
    • وکیل مدافع
    • پشتی
    • پشتیبان
    • پیش کسوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pendukung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pendukung" با ترجمه به فارسی

  • اثبات کردن · تقویت کردن · حمایت · شامل بودن · عروسی کردن · عقیده داشتن به · قرین شدن · پشتیبانی
  • سیستم پشتیبانی تصمیم
  • پشتی · پشتیبان · پشتیبانی
اضافه کردن

ترجمه های "pendukung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه