ترجمه "gading" به فارسی

عاج, دندان فیل, رنگ عاج بهترین ترجمه های "gading" به فارسی هستند.

gading adjective noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاج

    noun

    Ada yang memiliki perabot mewah berhiaskan gading dan minuman anggur yang dihasilkan dari ”kebun-kebun anggur yang subur”.

    لوازم منزل آنها با عاج خاتمکاری شده بود و شراب آنها در «تاکستانهای دلپسند» به عمل میآمد.

  • دندان فیل

    noun
  • رنگ عاج

    noun
  • پیلسته

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gading " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gading
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاج

    noun

    دندان فیل

    Suatu hari, sewaktu sakit malaria, saya menerima surat dari Pantai Gading.

    یک بار که از حملهٔ مجدّد مالاریا رنج میبردم، نامهای از ساحل عاج دریافت کردم.

عباراتی شبیه به "gading" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gading" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه