ترجمه "gadis" به فارسی
بانو, بچه, جوجه بهترین ترجمه های "gadis" به فارسی هستند.
gadis
-
بانو
nounTapi Lady Olenna memilih mengkhianati Ratu dan mendukung gadis klan Targaryen.
اما بانو اُلنا تصمیم گرفت به ملکه خیانت کنه و از اون دختره تارگرین حمایت کرد
-
بچه
nounKetika saya masih seorang gadis, Aku bermimpi buruk.
وقتي بچه بودم ، زياد کابوس مي ديدم.
-
جوجه
nounAlasan kita mulai main kan untuk mencari perhatian gadis-gadis.
تنها دلیلی که ما شروع کردیم بیرون بردن این جوجه ها بود
-
ترجمه های کمتر
- خانم
- خانم کوچولو
- خدمتکار
- دختر
- دختر دهقان
- دخترک
- عروسک
- کدبانو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gadis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gadis" با ترجمه به فارسی
-
دختر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن