ترجمه "gudang" به فارسی
انبار, انبار غله, انبار گمرک بهترین ترجمه های "gudang" به فارسی هستند.
gudang
noun
-
انبار
nounKunci yang besar untuk membuka pintu gudang anggur.
. اون کلید بزرگه در محکم توی انبار شراب رو باز می کنه.
-
انبار غله
noun -
انبار گمرک
noun
-
ترجمه های کمتر
- ایستگاه راه آهن
- بازخانه
- سپرده
- صندوق تابوت
- طویله
- مخزن
- مخزن مهمات
- مرکزبازرگانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gudang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gudang
-
انبار
verb nounAyah membicarakan tentang apa yang kau simpan di Gudang 15.
دارم درمورد چيزي حرف ميزنم که توي انبار 15 نگه داري ميکني.
عباراتی شبیه به "gudang" با ترجمه به فارسی
-
انبار کردن · اندوختن · ذخیره کردن
-
انبار کاه
-
انبار داده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن