ترجمه "handuk" به فارسی
حوله, آبچین, دستمال کاغذی بهترین ترجمه های "handuk" به فارسی هستند.
handuk
-
حوله
nounDia memberi mereka jus serta membawakan sikat pakaian, sebaskom air, dan beberapa handuk.
ماریا برایشان آبمیوه آورد و همچنین برس لباس، آب و حوله برایشان تهیه کرد.
-
آبچین
noun -
دستمال کاغذی
nounLupakan handuk kertas. Mari kita lihat pada spons.
دستمال کاغذی پیچانده شده . بیاید بریم سراغ اسفنج.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Handuk
-
حوله
nounHanduk ini tidak pernah menjadi putih lagi.
اين حوله هيچوقت دوباره سفيد نميشه چرا ، ميشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن