ترجمه "hangat" به فارسی
گرم, garm, داغ بهترین ترجمه های "hangat" به فارسی هستند.
hangat
adjective
-
گرم
adjectiveAda penyiar yang tersenyum hangat serta tulus dan menyapa dengan ramah.
برخی مبشّران لبخندی گرم و صمیمی دارند و به عابرین سلام میگویند.
-
garm
adjective -
داغ
adjectivedan diantar ke rumah Anda dalam kondisi hangat, segar, dan nikmat.
و آن پیتزا داغ، تازه و خوشمزه به دست شما میرسد.
-
ترجمه های کمتر
- سوزان
- گرم شدن
- گرم کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hangat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hangat" با ترجمه به فارسی
-
راه اندازی گرم
-
ولرم
-
شروع گرم
-
برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن
-
برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · گرم شدن · گرم کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن