ترجمه "harian" به فارسی
روزانه, روزبروز, روزنامه بهترین ترجمه های "harian" به فارسی هستند.
harian
-
روزانه
adverbKini, lebih dari satu miliar orang kelaparan setiap hari.
در حال حاضر، روزانه بیش از یک میلیارد نفر از گرسنگی رنج میبرند.
-
روزبروز
adverbOrang-orang yang saya kenal sehari-hari,
اشخاصی که با آنها روزبروز برخورد داشتم،
-
روزنامه
nounKami mengambil mereka dari suratkabar tempat mereka bekerja selama tiga hari.
به مدت سه روز اونا رو از روزنامه هاشون دور کردیم.
-
مربوط بهروز
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "harian" با ترجمه به فارسی
-
میلاد مسیح مبارک باد · کریسمس مبارک
-
روزانه · روزبروز
-
بالاترین نقطه · بعدازظهر · روز · روز روشن · روشنی روز · ظهر · عصر · مدت روز · نیمروز · هنگام روز
-
روز معلم
-
نسل اینده
-
بعدازظهر · روز · روز روشن · روشنی روز · عصر · مدت روز · هنگام روز
-
pänǧ-šänbe · پنج شنبه · پنجشنبه
-
سحرگاهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن