ترجمه "harimau" به فارسی
ببر, babr, qaplan بهترین ترجمه های "harimau" به فارسی هستند.
harimau
noun
-
ببر
nounDan mungkin kita bisa mengumpankan mereka pada harimau.
چون مي خوام فاميل هام هم بيارم ، شايد بتونيم شکمِ چندتا ببر رو سير کنيم!
-
babr
noun -
qaplan
noun
-
ترجمه های کمتر
- šatarb
- پلنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harimau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Harimau
-
ببر
nounگونهای از پلنگیان
Harimau Bengali, yang punah selama hampir 1 abad kembali lagi.
راه برگشتي براي ببر بنگال که بيش از يک قرن است که منقرض شده ، پيدا شده است.
تصاویر با "harimau"
عباراتی شبیه به "harimau" با ترجمه به فارسی
-
گرگ تاسمانی
-
پلنگ گربه وحشی
-
کوسه ببری
-
ببر سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن