ترجمه "harmoni" به فارسی
متناسب, هارمونی, کشف اللغات بهترین ترجمه های "harmoni" به فارسی هستند.
harmoni
-
متناسب
adjective -
هارمونی
Pada rekah rona biru dimana malam dan siang bertemu tengah mencari harmoni satu sama lain.
اولین سرخي آبی رنگ، زمانی است که شب و روز به جستجوی هارمونی همدیگرند.
-
کشف اللغات
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harmoni " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Harmoni
-
هارمونی
Harmoni adalah kunci musik yang tak diberikan Mozart,
هارمونی، نُتهایی هستند که موتزارت بشما نداده است،
اضافه کردن مثال
اضافه کردن