ترجمه "hela" به فارسی

حمل کردن, هل دادن, کشیدن بهترین ترجمه های "hela" به فارسی هستند.

hela
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حمل کردن

    verb
  • هل دادن

    verb
  • کشیدن

    verb

    Jangan memasang muka masam, menghela napas panjang, atau membuang muka.

    از آه کشیدن، بالا انداختن شانهها و نگاه اعتراضآمیز خودداری کنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hela " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hela" با ترجمه به فارسی

  • آشفته کردن · افتادن · حمل کردن · شکافتن · عقب افتادن از · مرتکب شدن · مقصر بودن · هل دادن · پاره کردن · چاک زدن · کشیدن · گرفتار کردن
  • رشته · رشته کوچک
  • آشفته کردن · افتادن · حمل کردن · شکافتن · عقب افتادن از · مرتکب شدن · مقصر بودن · هل دادن · پاره کردن · چاک زدن · کشیدن · گرفتار کردن
  • یدک کش
اضافه کردن

ترجمه های "hela" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه