ترجمه "helai" به فارسی

رشته, رشته کوچک بهترین ترجمه های "helai" به فارسی هستند.

helai noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رشته

    noun

    Lima puluh mesin diesel per helai otot.

    پنجاه موتور ديزلي در هر رشته عضلاني.

  • رشته کوچک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " helai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "helai" با ترجمه به فارسی

  • آشفته کردن · افتادن · حمل کردن · شکافتن · عقب افتادن از · مرتکب شدن · مقصر بودن · هل دادن · پاره کردن · چاک زدن · کشیدن · گرفتار کردن
  • آشفته کردن · افتادن · حمل کردن · شکافتن · عقب افتادن از · مرتکب شدن · مقصر بودن · هل دادن · پاره کردن · چاک زدن · کشیدن · گرفتار کردن
  • حمل کردن · هل دادن · کشیدن
  • یدک کش
اضافه کردن

ترجمه های "helai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه