ترجمه "ialah" به فارسی

برقرار کردن, تاسیس کردن, دربرداشتن بهترین ترجمه های "ialah" به فارسی هستند.

ialah conjunction
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برقرار کردن

    verb

    Secara diam-diam, ia telah memupuk persahabatan dengan anak-anak muda yang tidak memiliki kasih akan Yehuwa.

    او در خفا با جوانانی دوستی برقرار کرده بود که به یَهُوَه محبت نداشتند.

  • تاسیس کردن

    verb
  • دربرداشتن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ialah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ialah" با ترجمه به فارسی

  • خیار چنبر تلخ
  • بحق دانستن · بطور قطع گفتن · تصریح کردن · جور کردن · جورکردن · دست انداختن · طنز گفتن · متعجب شدن · هم رای بودن · وفق دادن
  • ia
    ú · او
  • تگرگ · جیغ · حراج · دادو بیداد · درود · زوزه کش · سلام · صدای بلند · طوفان تگرگ · فریاد · فغان · ناله و زاری
  • نوکر · کج کلاه
  • اعطا کردن · درد دل کردن · مذاکره کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · نگاه کردن
  • بحث کردن · تعمد کردن · دادخواهی کردن · عمدا انجام دادن · مذاکره کردن · کنکاش کردن
  • ia
    ú · او
اضافه کردن

ترجمه های "ialah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه