ترجمه "teriakan" به فارسی

تگرگ, جیغ, حراج بهترین ترجمه های "teriakan" به فارسی هستند.

teriakan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تگرگ

    noun
  • جیغ

    noun

    Kita tak boleh tetap di sini untuk melihat tawa, teriakan atau semacamnya.

    ما برای خنده ، جیغ یا چیز دیگه ای نمیمونیما.

  • حراج

    noun

    Ia juga menunggu obral besar untuk membeli pakaian buat tahun berikutnya.

    او همچنین برای خرید لباسهای سال آینده منتظر حراج کالاهای مانده میشود.

  • ترجمه های کمتر

    • دادو بیداد
    • درود
    • زوزه کش
    • سلام
    • صدای بلند
    • طوفان تگرگ
    • فریاد
    • فغان
    • ناله و زاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " teriakan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "teriakan" با ترجمه به فارسی

  • خیار چنبر تلخ
  • بحق دانستن · بطور قطع گفتن · تصریح کردن · جور کردن · جورکردن · دست انداختن · طنز گفتن · متعجب شدن · هم رای بودن · وفق دادن
  • ia
    ú · او
  • نوکر · کج کلاه
  • اعطا کردن · درد دل کردن · مذاکره کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · نگاه کردن
  • برقرار کردن · تاسیس کردن · دربرداشتن
  • بحث کردن · تعمد کردن · دادخواهی کردن · عمدا انجام دادن · مذاکره کردن · کنکاش کردن
  • ia
    ú · او
اضافه کردن

ترجمه های "teriakan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه