ترجمه "jadi" به فارسی

شدن, اری, ایجاب کردن بهترین ترجمه های "jadi" به فارسی هستند.

jadi دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدن

    verb

    Kita berevolusi untuk menebak perilaku orang lain dengan cara menjadi psikolog yang brilian dan intuitif.

    ما فرگشت یافتهایم تا با تبدیل شدن به روانشناسان خبرۀ ذاتی رفتار دیگران را پیشبینی کنیم.

  • اری

    noun
  • ایجاب کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • بدینسان
    • بستن شدن
    • بله
    • بلی
    • به انجام رسیدن
    • خطور کردن
    • شَو
    • شُدَن
    • مثلا
    • مستلزم بودن
    • نیازمند بودن
    • پرکردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jadi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jadi" با ترجمه به فارسی

  • شاید · شایَد
  • اتفاق افتادن · ایجاد کردن · برخاستن · به انجام رسیدن · خطور کردن · در رسیدن · رخ دادن · رویداد · سبب شدن
  • بدتر کردن · ترفیع دادن · منتشرشده
  • آدرس رویداد
  • بدتر کردن
  • اداره کننده رویداد
  • جشن تولد · زادروز · میلاد
  • اتفاق افتادن · بارور ساختن · بودن · در رسیدن · دربرداشتن · شدن · شَو · شُدَن · موجود بودن
اضافه کردن

ترجمه های "jadi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه